حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2402

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

راهى است ، كه از ماوراء قفقاز « 1 » ، يعنى پشت كوههاى قفقاز به گرجستان ميرود و حال آنكه دربندى ، كه در كنار درياى خزر واقع است ( باب الابواب مورّخين اسلامى ) يا دربند كنونى به ارّان آن زمان يا به شيروان قرون بعد و دولت بادكوبه كنونى هدايت مىكند . اين مردمان هميشه انتظار داشتند ، كه موقعى بدست آورده در منازعه جنوبىها دخالت كنند و مقصودشان اين بود ، كه به خدمت يكى از طرفين منازعه درآمده طرفى ببندند ( حقوقى دريافت دارند و بعلاوه بتاخت‌وتاز و غارت بپردازند ) . اينها در اين وقت از آن جهت به طرف فرس‌من رفتند ، كه دربند داريال در دست ايبريان يا گرجىها بود و دربند درياى خزر ، چنان كه خود تاسىتوس هم گفته ، در تابستان قابل عبور نبود ، زيرا دريا در اين وقت طغيان ميكرد و آبش به اين راه ميريخت ( سالنامه‌ها ، كتاب 6 ، بند 32 ) . ارد در مقابل اتّحاد سه مردم مزبور صلاح خود را در آن ديد ، كه جنگ را بتأخير اندازد و بنابراين در شروع به آن تعلّل ورزيد ، ولى بالاخره در مقابل اصرار فرس‌من بجدال ، مجبور گرديد داخل جنگ شود ، و حال آنكه ضعيف بود ، زيرا فقط سواره‌نظام داشت و فرس‌من علاوه بر سواره‌نظام پياده‌نظامى از مردمان مختلف آراسته بود . باوجود اين ممكن بود ارد فاتح گردد ، ولى در جنگ تن‌بتن ، كه او با دشمن خود كرد ، به زمين افتاد و همراهان او پنداشتند ، كه كشته شده و بر اثر اين قضيّه ، چنان كه در قشون مشرق زمين آن زمانها هميشه روى ميداد ، قشون او فرار كرد و موافق روايت يوسف فلاويوس ( تاريخ يهود ، همانجا ) هزاران نفر از دم شمشير گذشتند . اين جنگ براى اردوان خسرانى زياد دربر داشت . ارمنستان را او بكلّى از دست داد و از قواى لشكرى و مالىاش در مقابل دشمنان داخلى خيلى كاست ( 35 م . ) . فرار اردوان بگرگان باوجود اين اردوان از پاى ننشست و در بهار 36 م . سپاهيان زياد جمع كرده به طرف شمال رفت تا شكست پسرش را تلافى كرده ارمنستان را هم برگرداند ، ولى در اين احوال به او خبر

--> ( 1 ) - ماوراء قفقاز براى اروپائيها صفحات اينطرف كوههاى قفقاز است ، ولى براى ما صفحات آنطرف كوه مزبور .